تبلیغات
laleh90 - ویژگی‌های اختلال شخصیت وابسته
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نویسنده Ž
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
laleh90




كودك در بدو تولد، موجودی کاملا وابسته و ناتوان است و اگر مادر یا مراقب اولیه‌اش به او رسیدگی و از او حمایت نکند، قادر به ادامه‌ حیات نخواهدبود.... به مرور و با رشد فكری و جسمی انسان از میزان این وابستگی به طرز چشمگیری كاسته می‌شود، اما مشكل وقتی پدیدار می‌شود كه وابستگی اولیه با شدت و در تمام امور ادامه پیدا کند. گاهی رشد شخصیت انسان به گونه‌ای است كه ویژگی‌های وابستگی در او به شکل بارز باقی می‌مانند و با شکل دادن الگوهای پایدار و فراگیر فکری، احساسی و رفتاری، به ویژگی‌های شخصیتی فرد تبدیل می‌شوند. گاهی این ویژگی‌های شخصیتی آنچنان شدید و فراگیرند كه باعث بروز اختلال در عملکرد اجتماعی، تحصیلی، شغلی و خانوادگی فرد می‌شوند: اختلال شخصیت وابسته. یعنی گاهی اوقات ما اونقدر با هم مچ شدیم که ما شدیم یعنی با همدیگه تصمیم می گیریم اینجا بریم اونجا نرویم . گاهی نه ما نشدیم. یک رئیسه یک خدمتگزار. یعنی بعضی از خانمها شوهر ندارند بابا دارند و بعضی از آقایون هم همسر ندارند مامان دارند.اینها با کیا خیلی خوب مچ می شوند؟ با نارسی سیستیک ها. همسایه ها میگن ۳۰ ساله همسایه ایم یک صدا ازشون در نیومده . صدایی نمی خواهد در بیاد اون دستور می ده اینم اجرا میکنه. درست مثل سریال بابای هانیکو و خانمش. اینها آدمهایی هستند که تا تنها می شوند احساس می کنند نمی تونند کاری بکنند فورا دنبال رابطه ای دیگه می گردند به عنوان منبع حمایت. حالا با اینها چطور برخورد کنیم. آنها خیلی خوب رفتار می کنند منتها یک مشکلی هست چون می خواهند شما رو راضی کنند خیلی زور می زنند. و می خواهند شما تو همون جلسه جواب بگیرید درمان هم که با زور زدن کنار نمی یاد. زور زدن چیه؟ تنشِ – درمان چیه؟ با آرامشِ.تو ارتباط درمانی با اینها محدودیت ها رو رعایت کنیم وگرنه به شما وابسته می شوند. و بالاخره شخصیت های دوری گزین (avoidance) اینها هم احساس بی کفایتی می کنند و برای همین از همه فرار میکنند تا مبادا مورد سرزنش قرار بگیرند. مهمون می یاد روشون نمی شه جلوی مهمون بیایند. اینقدر با انتقاد اشتغال ذهنی داره.. هر جا ممکنِ انتقاد باشه اصلانمی ره. با این افراد باید جلسات اول خیلی ساده کار کنید بگذارید اعتماد کنند بگذارید بپذیرند که اینجا انتقادی در کار نیست. اونوقت به سمت تمرینات بعدی برید. شخصیت های OCD که خیلی شخصیت های جالبی هستنداین اختلال با اون وسواسی که تو اختلالات اضطرابی دستاشون رو زیاد می شورند فرق می کنه... این شخصیت وسواسی هست. برای اینکه بشناسیمش باید بگیم نقطه مقابل شخصیت آنتی سوشال هست. برای آنتی سوشال زندگی حد و مرزی نداره اما OCD همه چیز براش حد و مرز داره. همه چیز زندگی براش برنامه است. نظم چیز خوبیه اما این آدما به طور افراطی به نظم پای بندند. از فلان ساعت اینکار از این ساعت تا این ساعت اینکار.خیلی خوبِ که آدم قواعد رو رعایت بکنه اما این ها تو قواعد افراطی هستند. قواعد که اینجوری نیست . قواعد رو خودمون ساختیم . قواعد یک جاهایی خوبه. همه قوانین رو میشه شکست اما به جاش. مثلا چراغ قرمز رو وقتی خیابون شلوغ که ما رد نمی کنیم اما وقتی ساعت ۲ نصف شبه هیچ کس نیست شما پشت چراغ قرمز وا می ایستید؟ چراغ قرمز اعتباریه برای اینکه ما با هم تصادف نکنیم... نه جایی که دیگه هیچ ماشینی وجود ندارد. آنتی سوشال وسط شلوغی چراغ قرمز رو رد می کنه آنوقت OCD وقتی ماشین نیست پشت چراغ قرمز وامی ایسته. حالا ساعت ۲ نصف شب کی می خواد از اونجا رد بشه؟ OCD ها انعطاف پذیری ندارند- نمی تونه راحت باشه. و بالاخره آخرین شخصیت که راجع بهش صحبت می کنیم شخصیت Pasive-agresive (منفعل-مهاجم) ویژگی اینها اینه که خشم خودشون را از خودشون پنهان می کنند این آدم به کسی بر نمی گرده بگه عصبانی ام ولی عصبانیتش رو اون زیر زیرکا نشون می ده.اختلال سوماتوفرم (شبه جسمی) در اینها زیاده. مثلا خانمی که دل درد داره و تشخیص سوماتوفرم براش دادند. بعد از چند جلسه سایکوتراپی متوجه می شن که چند سال پیش که این خانم چند روز بعد از زایمانش تو خونه نشسته شوهرش از در می یاد تو یک شناسنامه تو دستش می گه برای پسرمون شناسنامه گرفتم. خانوم می گه اِ ... ما که هنوز در مورد اسمش به توافق نرسیدیم. شوهر می گه من دیگه انتخاب کردم. یکدفعه خانوم دردش می گیره این درد یعنی چی؟یعنی فریاد اعتراض. یعنی بی انصاف درد زایمان رو من کشیدم حالا من مهم نیستم. تو رفتی شناسنامه گرفتی به من نشون می دی... این فریاد اعتراض ادامه پیدا می کنه ۱ سال ۲ سال .. تا پدر شوهر رو در بیاره.. در واقع اون نتونسته خشم خودش رو ابراز کنه . خشم شده درد شکم. پدر طرف رو در آورده البته پدر خودش رو هم در آورده . اینها گاهی احساس گناههایی دارند که با درد کشیدن احساس خوبی پیدا می کنند. بنابراین شما در ارتباطتون خیلی مهم هست که گاهی مسایل رو خیلی عمیق تر از آنچه هست بررسی کنید. منظور از شخصیت، الگوهای پایدار و فراگیری است که به نحوه تفکر، احساس و رفتار افراد مختلف مربوط می‌شود. این الگوها باعث گوناگونی و تنوع شخصیتی انسان‌ها می‌شوند و براساس آنها می‌توانیم حدس بزنیم هر کس در هر شرایطی ممکن است چگونه رفتار کند. شخصیت دو بخش اصلی دارد؛ اول بخش وراثتی و زیست‌شناختی شخصیت است که «مزاج» نام دارد و از بدو تولد و پیش از تاثیر گرفتن از شیوه‌های تربیتی و تعاملی خانواده و محیط در كودكان وجود دارد و باعث تمایز آنها از یكدیگر می‌شود؛ مثلا بعضی كودكان از همان بدو تولد آرام هستند، به موقع می‌خوابند و تغذیه‌شان خوب است اما بعضی دیگر از بدو تولد ناآرام‌اند و سازگاری خوبی با محیط اطراف ندارند، زمان غذا خوردن و خوابیدنشان مشخص نیست و نگهداری از آنها دشوارتر است. در واقع، مزاج، ویژگی‌ای است كه قبل از برقراری تعامل با محیط و والدین در كودك وجود دارد. بخش دوم شخصیت «منش» نامیده می‌شود كه به تدریج و با تاثیرپذیری از محیط و شیوه‌های تعاملی و تربیتی خانواده شكل می‌گیرد. منش به شدت تحت‌تاثیر جزو بیولوژیك یا مزاج قرار دارد. نوع برخورد مادر با کودکی که آرام است و زمان تغذیه، اجابت مزاج، خواب و بیداری منظمی دارد، با نوع برخورد همان مادر با کودک ناآرامی كه خواب و بیداری بی‌نظمی دارد و نگهداری از او سخت است، متفاوت خواهدبود. شخصیت ما 50 درصد تحت‌تاثیر آن جزو ژنتیکی و سرشتی (مزاج) است و 50 درصد تحت‌تاثیر جزو محیطی و پرورشی (منش). پس این دو کودک (كودكان آرام و ناآرام) دو شخصیت متفاوت خواهندداشت. ویژگی‌های شخصیتی به تدریج در فرد شکل می‌گیرند و در نوجوانی به شكل یك الگوی پایدار درمی‌آیند و باعث می‌شوند انسان‌ها رفتار، افكار و احساس‌های منحصر به فردی داشته باشند که آنها را از یكدیگر متمایز می‌کند. ویژگی‌های اختلال شخصیت وابسته  افراد مختلف ویژگی‌های شخصیتی متفاوتی دارند بنابراین داشتن برخی ویژگی‌های شخصیتی متفاوت با دیگران، به معنای وجود بیماری یا اختلال در فرد نیست. وقتی مساله اختلال شخصیت وابسته مطرح می‌شود که فرد دچار اختلال، شرایط خاصی داشته باشد و در جنبه‌های مختلف تفکر، احساس و رفتار واکنش‌های غیر‌عادی نشان بدهد؛ مثلا انعطاف‌پذیر نباشد، یعنی در شرایط و موقعیت‌های خاص نتوانند تفکر، احساس یا رفتاری متناسب با شرایط از خود بروز دهد. چنین رفتاری باعث می‌شود فرد برای خود یا دیگران ناراحتی ایجاد کند و عملکرد شغلی، تحصیلی، خانوادگی یا اجتماعی‌اش مختل شود. باید توجه داشت که انسان موجودی اجتماعی و دارای روابط دوجانبه با دیگران است. یعنی همه انسان‌ها، در تمام طول زندگی‌ نوعی وابستگی متقابل و منطقی با اطرافیان دارند. آنها به یکدیگر خدمات می‌دهند و از هم خدمات می‌گیرند. در اختلال شخصیت وابسته، وابستگی معمولا یك‌طرفه است و فرد دچار این اختلال فقط می‌خواهد نیازهای عاطفی و جسمی‌اش را به‌وسیله دیگران برطرف كند و اگر به خواسته‌هایش پاسخ داده نشود، احساس اضطراب و ناامنی می‌كند و اعتماد به نفسش را از دست خواهد داد و بر این اساس ممكن است رفتارهای خاصی از خود نشان دهد. به‌طورکلی می‌توان 6 ویژگی‌ اصلی افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته را به این شکل بیان کرد: 1) آنها قادر به تصمیم‌گیری نیستند و حتی برای تصمیم‌گیری‌های روزانه خود به كمك دیگران نیاز دارند. این كمك را هم معمولا از كسی می‌گیرند كه وابستگی خاصی به او دارند. 2) مسوولیت امور زندگی‌شان را نمی‌پذیرند و آن را بر عهده ‌افراد دیگر می‌گذارند. 3) از مخالفت با دیگران هراس دارند و سعی می‌كنند نظر خودشان را نگویند چون ممكن است این كار باعث طرد شدن و از دست رفتن رابطه وابسته‌شان شود. 4) اعتماد به نفس بسیار پایینی دارند و اغلب نمی‌توانند كاری را آغاز كنند. از اینكه كاری را ناقص انجام دهند و مورد قضاوت منفی دیگران قرارگیرند، به شدت بیم دارند. 5) تنهایی برایشان مانند مرگ است و اصلا نمی‌توانند از خودشان مراقبت كنند. بعد از قطع یك رابطه، احساس اجبار می‌کنند که فورا وارد رابطه دیگری شوند. گاهی هم چند رابطه همزمان دارند تا بتوانند در هر موقعیتی یك نفر را در كنارخود داشته باشند و بر ترس ناشی از احساس طرد شدن از سوی یکی از این افراد غلبه کنند. 6) گاهی برای اطمینان از تایید دیگران دست به كارهایی می‌زنند كه اصلا با آن موافق نیستند. این کار را برای این انجام می‌دهند که می‌خواهند همیشه حمایت و رضایت دیگران را داشته باشند. وابستگی فرزندان رو به فزونی است  فرد دچار اختلال شخصیت وابسته مستعد برقراری رابطه وابسته با افراد مختلف است كه آن فرد هر كسی می‌تواند باشد. اولین رابطه‌های وابسته کودکان به طور طبیعی با مراقبت‌کنندگان اولیه‌شان (مانند مادر و پدر) است ولی آنها میل دارند چنین روابطی را با دیگران نیز تجربه‌کنند. به نظر می‌رسد الگویی از فرزندپروری در یکی دو نسل اخیر و به خصوص در طبقات اقتصادی‌ اجتماعی متوسط به بالا شکل گرفته که هم در کلینیک و بین مراجعان به مطب‌های روان‌پزشکی و هم در جوانانی كه به روان‌پزشك مراجعه نمی‌كنند، دیده می‌شود. در این الگوی فرزندپروری، والدین به فرزندان خود خدمات می‌دهند، بی‌آنکه انتظار قبول هیچ مسوولیتی را از سوی او داشته باشند. حداکثر چیزی که از فرزند خواسته می‌شود، آن است که در ازای فراهم بودن همه امکانات و تامین خواسته‌هایش، فقط درس بخواند. در این شیوه تربیتی، عملا کودک از یادگیری و بروز بعضی از توانایی‌های بالقوه‌اش باز می‌ماند. یعنی به کودک مجال داده نمی‌شود احساس مسوولیت‌پذیری را درون خود بپرورد، شکست و سرخوردگی را بیازماید و بازایستد و تلاش کند، توانایی مقابله با ناكامی‌ها را پیدا كند تا هنگام ناآرامی و ناراحتی به خود آرامش بدهد. چنین فرزندانی در مراحل مهم زندگی‌شان دچار نوعی معلولیت و ناتوانی و نارسی می‌شوند. یکی از نتایج این الگوی فرزندپروری، فرزندانی هستند که بیش از حد به والدین خود وابسته و به شدت از آنها متوقع‌اند و توان حل و فصل مشکلات خود را در بزرگسالی هم ندارند. حس مسوولیت‌پذیری و تحمل سرخوردگی و ناکامی باید از همان دوران كودكی تمرین و به کودک یاد داده شود. از همان ابتدا باید وظایفی را متناسب با مرحله رشد برعهده كودك گذاشت تا خطا کند و روش درست را بیاموزد، زمین بخورد تا ایستادن و راه رفتن را بیاموزد، ناکامی و سرخوردگی را تجربه کند تا تحمل زندگی بزرگسالی را که ناگزیر با بسیاری ناکامی‌ها همراه است، داشته باشد. خانواده‌ها این شیوه‎ تربیتی را كاملا خیرخواهانه در پیش می‌گیرند، غافل از آنكه نتیجه آن فرزندی وابسته و ناتوان خواهد بود. چنین فرزندی وقتی وارد اجتماع می‌شود به دنبال مراقب و مادر می‌گردد و وقتی ازدواج می‌كند، از همسرش انتظار مراقبت مادرانه دارد و اگر همسر نتواند یا نخواهد چنین نقشی را به عهده بگیرد، ناسازگاری‌ و مشکلات بین زوج اتفاق می‌افتد. بدتر از آن زمانی است كه هر دوطرف چنین ویژگی‌ای داشته باشند و هر دو به دنبال مادر و حامی باشند. در این صورت هم این روابط پایدار و مسوولانه نخواهندبود. بسیاری از افراد دچار اختلال شخصیت وابسته از مشکل خود آگاهی ندارند و وقتی به مشکلی در روابطشان برمی‌خورند، تصور می‌كنند دیگران باید از آنها مراقبت می‌کرده‌اند و آنها هستند كه وظایف خود را به درستی انجام نداده‌اند. چه باید کرد؟ باید از خانواده‌ شروع كرد و شیوه‌های فرزندپروری به درستی آموزش داده شود. نگذاشتن مسوولیت برعهده فرزند نه تنها رفتاری مفید نیست، بلكه می‌تواند باعث ناتوانی او در آینده شود. باید از همان ابتدا مسوولیت‌های كوچك و سبكی را متناسب با توانایی‌های کودک به او واگذار کنید تا به مرور آنها را بیاموزد و تمرین كند. به کودک اجازه‌ دهید خطا کند و شکست بخورد تا بعدها بتواند در بزرگسالی هم تحمل شکست و ناکامی را داشته باشد و ترس از شکست و ناکامی باعث احساس ناتوانی او در انجام کارهایش و وابستگی‌اش به دیگران نشود. درمان خوشبختانه درمان اختلال شخصیتی وابسته با نتایج خوبی همراه است و اغلب نتیجه بخش می باشد. پایه اصلی درمان بر روش های غیردارویی بنا شده. یکی از آنها درمان های مبتنی بر بینش است که بیمار بتواند صورت های اولیه رفتار خود را بشناسد و با حمایت درمانگر به فردی مستقل تر، با جرأت تر و با اتکا به نفس بیشتر تبدیل شود. طبیعی است که ایجاد این تغییرات نیاز به زمان دارد. بنابراین صبر و حوصله و بردباری کمک زیادی به پیشرفت می کند. رفتاردرمانی، جرأت آموزی، خانواده درمانی و گروه درمانی نیز از جمله سایر روش های غیردارویی هستند که به کار می روند و در بسیاری از بیماران نتایج موفقیت آمیزی هم داشته اند. اگرچه از روش های دارویی هم برای درمان این مشکل استفاده می شود اما روش های غیردارویی، آثاری دیرپا و ماندگار بر جا می گذارند و به این ترتیب بیماری که تحت این دسته از درمان ها قرار گیرد، تا سال های سال قادر به بهره مندی از یک زندگی طبیعی خواهد بود.میگنا دات آی آر،اگر به هر دلیل اختلال شخصیت وابسته در فردی شکل گرفت؛ موثرترین راه، روان‌درمانی است. موثربودن روان‌درمانی به انگیزه کافی درمان‌جو و زمان مناسب نیاز دارد. رویکردهای روان‌درمانی مختلفی برای درمان اختلال‌های شخصیت وجود دارد؛ مانند درمان‌های تحلیلی و درمان شناختی‌ـ رفتاری. گرچه تکنیک این رویکردها با هم تفاوت دارند اما همه یك ویژگی دارند؛ برای درمان همه اختلال‌های شخصیت به زمان طولانی نیاز است. با این حال، اغلب افرادی که دچار اختلال‌ شخصیت هستند، می‌توانند با مراجعه به روان‌پزشکان و روان‌شناسان بالینی تا حد زیادی درمان شوند و بر مشكل‌های خود غلبه كنند.


لینک منبع و پست :ویژگی‌های اختلال شخصیت وابسته
http://migna.ir/vdcftjdy.w6d1eagiiw.html



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 دی 1394 :: نویسنده : نویسنده Ž
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر